|
الهي و ربي من لي غيرك
مدتی بود که دوستان می گفتند که وبلاگت فیلتر شده ... اما به هر صورت ادامه دادم تا اینکه دیگه سرویس دهنده ای نمونده که فیلترمون نکرده باشه . به خاطر همین رفتیم خونه جدید ! لازم می دونم از همه دوستان تشکر کنم که فیلتر شده ی ما رو هم می خونن حتما دوربرگردان های بشکه ای دوران احمدی نژاد در شهرداری را در بزرگراه های تهران به یاد دارید . محصول مشترک شهردار و معاون فنی ایشان آقای علی آبادی ! همه فکر می کنند اگر قالیباف به جای احمدی نژاد رئیس جمهور می شد اوضاع مملکت خیلی بهتر تر بود . اما زهی خیال باطل ... جوگیر شدن تیم شهرداری تحت عنوان "طرح های جهادی" تهران را کن فیکون کرده است . در هر فصل ترمیم آسفالت خیابان ها و لایروبی جوی ها و ... تحت عنوان طرح جهادی اجرا می شود . اما باز در دور بعد همه ی این موارد نیاز به بازسازی و بهسازی دارد . جدیداْ هم با عنوان سنگفرش نمودن خیابان انقلاب و آزادی همه ی این منطقه را شخم زده اند و زندگی مردم را تحت الشعاع قرار داده اند.
خلاصه ما عادت کرده ایم همیشه با اسامی آدم ها بازی کنیم و امتیاز بدهیم . اما در جامعه ای که سیستم نهادینه نشده این گونه قیاس ساده ترین راه حل است . ماجرای اتوبوس های تندرو و پل روگذر تقاطع آزادی - بهبودی و افاضات جناب شهردار در مورد اقدامات فرهنگی شهرداری و ماجرای مونوریل و کارشناسان چند وجهی هنوز یادمان هست . این گونه مدیریت در بین ما جا افتاده ... هر کی به سازی و هر سازی به کوکی پی نوشت : مسیح علی نژاد در مطلبی به پشتیبانی اصلاح طلبان از لاریجانی در برابر حداد اشاره کرده و زنهار داده که در انتخابات بعدی اصلاح طلبان به حمایت از لاریجانی سینه چاک خواهند کرد . بد روزگاری است که همیشه باید بین بدتر و بدترین یکی را انتخاب کرد . این اخلاق در بین ما نهادینه !!! خواهد شد . دیروز در اغلب جراید مکتوب و غیرمکتوب سخنان آیت الله مهدوی کنی دبیرکل جامعه روحانیت مبارز در مورد انتقاد از دولت و مسائل روز منعکس شده بود . جدا از روش های «یکی به نعل و یکی به میخ»امروزی ارائه بحث - که به گمانم باب شده و به قول دکتر شریعتی چون همه گیر شده هر کس این گونه نگویند گوینده نیست - نکاتی راجع به بحث گرانی و تاثیر فرهنگ مردم از آن جالب بود . ارتقا سطح شهرنشینی و افزایش خواسته های مدنی به تبع اتمام جنگ و فرصت و فراغت مردم از باید و نباید شرایط جنگی امری بدیهی است . این خواسته ها مسلما از فهم انقلاب و دیگرگونی مثبت نشات می گیرد . پس راجع به این امر نمی توان سفسطه کرد . اما بیان این مطلب بعد از ۳۰ سال از انقلاب که توقعات و زیاده خواهی مردم باعث این گرانی سرسام آور شده است از حکایات غریب این روزگار است . داشتن درآمد مکفی برای رتق و فتق امور یومیه ؛ داشتن مسکن ، آموزش و پرورش رایگان ، بهداشت و تامین اجتماعی حداقلی و داشتن آینده ای مشخص برای روزگار پیری زیاده خواهی است ؟ آیت ا... عزیز ! ما به همین حداقل ها قانعیم . به یک شغل سالم و ایمن ، یک سرپناه مشخص و آینده ای امیدوار کننده ! اگر این زیاده خواهی است شما ساده زیستی را بشمارید . اجازه بدهید من این کار را انجام دهم : سفر به انگلستان برای معالجه ! اعزام فرزندان و نزدیکان به کشورهای اروپایی برای تحصیلات عالیه ! استفاده از اموال دولتی و رانت های دولتی برای ساخت دانشگاه و پیگیری منویات شخصی و هزار برج نادیده و ... آیت الله ! مردم زیاده خواه نیستند . اندکی به پیرامون خود ، دغدغه های خود و مقایسه آن با دغدغه های مردم عامی مداقه کنید . انصاف داشته باشید آیت الله !!! فضا : داخلی - صحن دادگاه
یک رئیس جمهور (در جایگاه متهم) : من نه استاندار بودم ... نه شهردار .... و نه رئیس جمهور .... من اشتباهی بودم ... من با شرف بزرگ شدم توضیح : این متن برداشت آزادی بود از سکانس پایانی سریال "مرد هزار چهره" !!! مهران مدیری با سریال نوروزی "مرد هزار چهره" بار دیگر سر زبان ها افتاد ، البته این بار با دفعات قبل توفیر می کند . همیشه برنامه های مدیری به واسطه تکه کلامها و دیالوگهای تکرار پذیر و دوست داشتنی در ذهن مردم ماندگار می گردید ، اما این بار متفاوت تر از دفعات قبل است . این بار نمایش ۱۳ روزه او بوی غریبی از فرهیختگی می داد . نشانی از طنز تلخ اجتماعی که مدیری با خوش زبانی های خود آنرا بیواسطه عیان نساخت . البته بخش اعظم این نمایش را باید از چشم نویسندگانی دانست که به نوعی با جلب اعتماد شبکه سوم کار خود را کرده اند و به اسم طنز اجتماعی، روابط عامیانه جامعه ایرانی را زیر سوال برده اند . "جبر محیطی" که ما ناچارا "انتخاب" می کنیم باعث شد که یک شهروند گمنام به چهره ای تبهکار بدل شود . این" ناگزیزی ها" برای همه ی ما پیش می آید . اگر نگوئیم هر روزه اما همیشه همراه خود احساس می کنیم . گاهی با این حس می جنگیم و گاهی با کمال میل می پذیریم . حکایت مردهزار جهره ، حکایت شهروند ایرانی است که به جای انتخاب بین گزینه های مختلف ، اجبارا آن چه را پیش می آید می پذیرد . در کل سریال هم این مساله مشهود بود که هیچ چیز سر جای خود قرار ندارد . هر خضعبلاتی را می توان بعنوان شعر پسندید و سلیقه سازی کرد . در بین جمعی متخصص می توان به گونه ای سخن راند که همه را مبهوت کرد . در جایگاه قانونمداری به نام قانون می توان "فانون" را زیر پا گذاشت و ... در آخر برای راضی کردن دل خود برای "دل" همگان زندگی کرد . آری ، این سرنوشت محتوم شهروند ایرانی است که بسیاری از حکومتیان از بازگویی همین چند خط بدبختی سخت گله مندند . پی نوشت : اداره ثبت احوال شیراز به خاطر عنوان دادن "کارمند اداره ثبت شیراز" به تبهکار اصلی این سریال تقاضای بیست و یک میلیارد ریال غرامت بابت خسارت معنوی کرده است . این هم تکمله ای بر این قرار ... جناب آقای منتجب نیا
با سلام نامه سرگشاده ی جنابعالی را به آقای خاتمی خواندم و متعجب شدم . نمی دانم این دلایلی که بر شمردید را قبلا نیز به حساب می آوردید یا نه ؟ حزب شما و دبیرکل محترمتان در این چند وقت بی محابا بر همه تاختند و همه را زیر سوال بردند . همیشه ی خدا هم که بر مولفه های کار حزبی تاکید می کنید . پس این گلایه چیست که خاتمی مصادره شده است ؟ شما که به عنوان قائم مقام حزب از این جهت گیری ها مطلعید ، شما چرا اعتراض می کنید ؟ آقای کروبی به واسطه چند میلیون رای انتخابات ریاست جمهوری طی یک اقدام غافلگیرانه به سرعت باد یک حزب تشکیل داده و سعی داشتند به همه کار حزبی بیاموزند ، دیگر خاتمی به چه کار می آید ؟ یادتان باشد کار حزبی قائم به فرد نیست ... قائم به اصول و مرام مشخصی است . پس سعی کنید مطابق آنچه می گفتید به اصول حزبی پایبند باشید . با گله گذاری هم هیچ چیزی حل نمی شود . مردم واسطه کاری دبیرکل حزب متبوعتان را در تایید صلاحیت دوستان حزبی تان را به خاطر می سپارند ، پس خاط مبحث نکنید . شما هنوز جایگاهی در بین مردم ندارید . پس ابتدا سعی کنید پایگاه اجتماعی تان را تقویت کنید و بعد به دنبال کار حزبی باشید . ایام عزت مستدام پی نوشت : می گویند تحرکات جدید دیبرکل اعتماد ملی جهت جلب نظر اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری آینده است . آنان نیز از یک رقیب "فشل" قطعا حمایت خواهند کرد . چه کسی بهتر از جناب کروبی !!!
توقیف قایق انگلیسی و بازداشت ملوانان آن در نوروز سال گذشته ، مهمترین خبری بود که رسانه های جهان آن را دنبال می کردند . فارغ از چگونگی و سرانجام این غائله ، رفتار ملوانان انگلیسی بعد از آزادی جالب توجه بود . به خصوص ملوان زن انگلیسی که مورد رحمت واسعه ی نظام قرار گرفت .
اما مساله اصلی ... اتهام ایشان تجاوز به آب های سرزمینی ایران بوده است . اتهامی سنگین که با یک نمایش سیاسی توسط رئیس جمهور که یک مقام غیرمرتبط با مساله ی قضاست ماست مالی شد . سکوت دستگاه قضایی هم جای سئوال دارد . برای یک دانشجو یا فعال سیاسی اتهاماتی از این دست عقوبتی غریب دارد اما برای ملوانان انگلیسی ... . نمی دانم چرا درب این رحمت واسعه به سوی فعالان سیاسی و دانشجویی در بند زندان باز نمی شود . چرا ؟ |